برگی از زندگی شخصی ام

این خاطرات سربازی ام است حدود 13 سال پیش.یادش بخیر.انگار همین دیروز بود.

 

7/8/77-پنجشنبه صبح ساعت 35/9 (پادگان جی-آموزشی)

از ساعت 9 تا 30/9 کلاس بهداشت داشتیم و الان داریم درس ها را حفظ می کنیم.تو مدتی که کلاس بودیم همش به فکر الهام بودم.کاش یک روز ببینمش

8/8/77-جمعه شب ساعت 08/7 (پادگان جی-آموزشی)

وقتی از خونه اومدیم پادگان یک راست رفتیم غذاخوری و شام آش بودخوردم و بعد ظرفم را شستم و مسواک زدم.الان روی تخت آسایشگاه هستم و دارم فکر الهام را می کنم که امرور 51 روز است که ندیدمش.

9/8/77-شنبه صبح ساعت 33/5 (پادگان جی-آموزشی)

دیشب خیلی سردم بود.فکر کنم تب داشتمنصف شب دو تا مسکن خوردم و صبح بهتر شدم.ساعت یک ربع به 3 صبح علی بهارلو بیدارم کرد برای قرص آنتی بیوتیک.الان بهترم.دیشب سرگروهبان لطیفی گفت که برای دروازبانی تیم فرمانده ها انتخاب شدم.کار سختی پیش رو دارم.هفته قبل خوب دروازبانی کردم و برای همین انتخابم کردند.دلم برای الهام خیلی تنگ شده.دوستش دارم.

9/8/77-شنبه صبح ساعت 9 (پادگان جی-آموزشی)

ساعت یک ربع به 9 در دفتر گروهان نشستیم و هنوز کسی نیومده.غنیاری داره از خواستگاری خودش صحبت می کنه.

9/8/77-شنبه صبح ساعت 47/10 (پادگان جی-آموزشی)

سه شنبه تعطیل رسمی است و من باید اینجا باشم.چون مسئول غذا هستم.جمعه هم باید بمانم.شانس که نداریم.دلم برای الهام تنگ شده.کاش این پنج هفته آخر زود بگذره تا بتونم یک هفته با الهام باشم.

/ 13 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

سلام ممنون که سر زدین عالی بود کامروا باشید.

آدم چاق

1- می بینم که یک تپلی مثل خودم خواننده وبلاگم شده. 2- این سربازی برای پسرها خیلی مفیده چون باعث می شه که نظم ترتیب یاد بگیرند و مسئولیت پذیر بشوند. من که حتما پسرم بزرگ شد می فرستمش سربازی تا اونجا از این بچه ننه بازیهاش دست برداره و یاد بگیره آدم واسه یک سوال ساده از همسایه خودش میره و ارتباط برقرار می کنه نه مامانش را بفرسته. تازه اگر مثل همسرم زمان جنگ سرباز بودی و به زور می بردنتون جبهه و هر لحظه موقع نگهبانی شب انتظار داشتید یک عراقی جلوتون سبز بشه چی می خواستی بنویسی؟///

ستاره

سلام........مرسي اومدين وبلاگم.............خيلي خوبه كه خاطراتتونو نوشتين................بازم بيايد پيش ما.

مهدی

سلام خاطرات سربازی و تحصیل، همیشه قشنگ و جذاب هستند. [گل]

عسل

درود... پس به خفت زیر پرچم تن دادید!!! شوخی بود نرنجید..سبز باشید واهورایی

آرمین

سلام رضاجون سایت قشنگی داری به سایت منم سربزن قربانت[قلب]

غم زده

سلاااااااااااااااااااااااااااااام دوست م خوبی چه خبرا ببخشیئ من یه مئت که نمیتونم بیام سر بزنم. مرسی که تنهام نزاشتی مطلبت هم مثل همیشه عالی بود . بازم منتظرتم در اولین فرصت آپ میکنم فعلا بابای.

علی رحیمی

سلام [گل] خدا نگهدار[قلب] به وبلاک می سر بزن[عینک]